Q1. لطفاً خودتان را کوتاه معرفی کنید و بگویید چرا برای MAP درخواست دادید!
سلام. من Jeon Min-gyeong از تیم فروم پناهندگان کره (KRF) و تیم حمایت از کودکان پناهنده هستم. با پروندههای پناهندگان سوریه و یمن، به موضوعاتی مانند مسئلهی پناهندگان، درگیریها، اوضاع بینالمللی و سیاست علاقهمند شدم. با اینکه به حوزهی پناهندگان علاقه داشتم، پیش از آمدن به MAP هرگز در این زمینه کار نکرده بودم. چون میخواستم کاری را که دوست دارم انجام دهم، برای MAP درخواست دادم.
Q2. در حال حاضر دقیقاً چه کاری در تیم خود انجام میدهید؟
در تیم KRF به روند کلی آمادهسازی فروم پناهندگان کره کمک میکردم. فروم پناهندگان کره برگزار شد تا گفتوگو و همکاری میان طرفهای ذینفع گوناگون، از جمله خود پناهندگان، دربارهی دستور کار پناهندگان در داخل کشور تقویت شود. هنگام آمادهسازی فروم مدام فکر میکردم که چگونه KRF میتواند بهخوبی میدانی برای گفتوگو و همکاری میان شرکتکنندگان باشد و از این راه چه تأثیری بر پاسخ کره به مسئلهی پناهندگان بگذارد. دلم میخواست طرفهای ذینفع گوناگونی که از طریق فروم با هم آشنا شدند، پس از پایان KRF هم به گفتوگو ادامه دهند. به نظرم از جهتی KRF بیشتر یک بستر زنده است تا فرومی که با برگزاریاش به پایان برسد. امیدوارم بذر گفتوگو و همکاری که با این فروم کاشته شد به بار بنشیند. در تیم حمایت از کودکان پناهنده دو کار بر عهدهام بود. نخست کمک به طرح حمایت از کودکان در شرایط بحرانی و دوم پایش از طریق ملاقات در خانه. طرح حمایت از کودکان در شرایط بحرانی طرحی است که با کمک سریع به خانوادهی کودکی که در وضعیت بحرانی است، به محافظت ایمن از کودک یاری میرساند. به یاد دارم که فکر میکردم چگونه کودک میتواند بهموقع و بهشیوهای مناسب درمان شود و چگونه میتوان از او حمایت کرد تا در محیطی امن رشد کند. ملاقاتهای خانگی هم در خاطرم مانده است. کودکی را میدیدم که روشن میخندید و مراقبی که دست او را گرفته بود، و مدتی را گذراندم که در آن فکر میکردم ما و من چه کار بیشتری میتوانیم انجام دهیم.
Q3. در طول فعالیت تاکنون، تأثیرگذارترین لحظه برای شما چه بود؟
همهی لحظههای من در MAP شاد بود، اما اگر ناچار باشم فقط یکی را برگزینم، بدون تردید صبح روز برگزاری KRF را انتخاب میکنم که سالن همایش از شرکتکنندگان پر شده بود. زمانهایی که فکر میکردم چه باید کرد تا فرومی فراگیرتر برگزار شود و تلاشهایی که با امید به برگزاری موفق فروم با جدیت انجام داده بودم، به یادم آمد. حتی اکنون که فروم تمام شده است، تکالیف بسیاری مطرح شده، اما درست به همین دلیل که کارهای پیگیری بسیار است، خوشحالم. فکر میکنم به همین دلیل این زمان بیشتر در خاطرم میماند.
Q4. به نظر شما برای اینکه جامعهی ما با پناهندگان همراه شود، چه چیزی از همه ضروریتر است؟
فکر میکنم درک متقابل از همه مهمتر است. هنوز لحظهای را که در دوران دبیرستان با یکی از دوستانم بحث میکردم به یاد دارم. هنگام گفتوگو دربارهی پناهندگان، شنیدم که گفتند: «پس خانهی خودتان را بهعنوان جایی برای زندگی آنها بدهید؟» به این فکر کردم که چرا اگر دوستی کرهای ناگهان مجبور به فرار شود، دادن اتاق کناری خانهمان به او مشکلی ندارد، اما دربارهی پناهندگان دشوار به نظر میرسد، و به نظرم رسید که برای حل مشکلات ساختاری با تلاش فردی، مشکلات بسیار زیاد است. فکر میکنم وقتی با پناهندگان دیدار نکنیم و آنها را موضوع بنگریم، چنین مشکلاتی پیش میآید. دوست دارم پناهندگان را افرادی ببینیم که با هم در یک جامعه زندگی میکنند، و فکر میکنم برای ایجاد چنین تغییری در نگرش، افزایش فرصتهای تماس مهم است.
Q5. در فعالیت در MAP چه «تغییری» حس کردهاید؟ یا میخواهید چه «تغییری» ایجاد کنید؟
من هم از پیشداوریهایی که پیشتر گفتم بههیچوجه آزاد نیستم و هنگام فعالیت چیزهای بسیاری میآموزم. با گفتوگو و صحبت با فعالان پناهندهای که در داخل و بیرون دفتر فعالیت میکنند، تغییر را حس میکنم. پیشتر من هم پناهندگان را بهعنوان یک گروه میدیدم، اما اکنون آنها را نه عضوی از گروهی به نام پناهنده، بلکه یک انسان و انسانی همانند خودم که در همین دوران زندگی میکند میبینم. در آینده میخواهم دربارهی زندگی آنها بیشتر مطالعه کنم و بدانم برای بهتر کردن آن چه باید کرد. بهتر از هر کس میدانم که هنوز بسیار کمدانشم، به همین دلیل بسیار میآموزم و مطالعه میکنم.
Q6. MAP چگونه میتواند به سراغ کسانی برود که مسئلهی پناهندگان را دشوار میدانند؟
خوب است که نقاط تماس با پناهندگان بیشتر شود. اطرافیان من هم وقتی واژهی پناهنده را میشنوند، اغلب چهرهای ناآشنا میگیرند یا معذب میشوند. اما فکر میکنم وقتی فرصتی مانند «گفتوگو با پناهندگان» (Dialogue with Refugees) پیش بیاید که بتوان رودررو با پناهندگان دیدار کرد، این لحظهها کمکم کمتر میشود. فکر میکنم وقتی لحظههایی که با آنها رودررو میشویم، گفتوگو میکنیم، میخندیم و با هم غذا میخوریم بیشتر شود، میتوانیم پناهندگان را عضوی از جامعهای ببینیم که با هم در آن زندگی میکنیم.
