
سخن نهادهای مهاجرت، حقوق بشر و کار با عنوان «به پناهندگان یمنی جِجو، به جای نفرت، حمایت و همبستگی نشان دهید» خطاب به دولت و جامعهی کره
«به پناهندگانی که از تهدید مرگ گریختهاند،
به جای نفرت و طرد و نژادپرستی،
باید خوشامد گفت و حقوق بشرشان را تضمین کرد تا بتوانیم با هم زندگی کنیم!»
- اکنون جمهوری کره دربارهی رفتار با حدود 500 پناهنده با وضعیتی تازه روبهرو است که تا کنون تجربه نکرده بود. دادخواست نزدیک به 700 هزار نفری به کاخ آبی، شبکههای اجتماعی که زبان تند نفرت و طرد در آنها میوزد، خبرهایی که با واقعیتهای نادرست و ویرایش تحریکآمیز و اغراق و تحریف پیاپی منتشر میشوند، برگزاری گردهماییهای ضدپناهنده، و حتی بیپروا خواسته شدن بازگرداندن اجباری پناهندگان به کشورشان.
حتی اگر بخشی از شهروندان باشند، این وضعیت چنان است که باورکردنی نیست در کشوری رخ دهد که فقط یک سال پیش با شمعهایی که برای دوستداری صلح و عدالت و حقوق بشر برافروخت مورد ستایش همهی جهان بود. ما، نهادهای جامعهی مدنی و کارگری، با دلی پریشان و نگرانی عمیق از وضعیت کنونی در اینجا ایستادهایم.
- یمن کشوری است که چهارمین سال است در جنگ داخلی به سر میبرد؛ کارکرد دولت در آن فروپاشیده و بر اثر جنگ، بستر زندگی بهکلی ویران شده است. بر پایهی منابع گوناگون، بیش از 10 هزار کشته و بیش از 50 هزار مجروح داده است. وبا فراگیر شده، بیش از 2 هزار نفر مردهاند و 1 میلیون مورد مشکوک پدید آمده است. آوارگان داخلی به 2 میلیون نفر میرسند و کسانی که از مرز گذشته و گریختهاند حدود 200 هزار نفرند. دو سوم جمعیت، یعنی حدود 20 میلیون نفر، به دلیل کمبود غذا و ضروریات زندگی با کمکهای امدادی زندهاند و هر روز 130 کودک بر اثر بیماری و گرسنگی میمیرند. 7 میلیون نفر در خطر مرگ بر اثر گرسنگیاند.
نیروهای دولتی و شورشیان و گروههای مسلح در مناطق تحت کنترل خود با خشونت با مخالفان سیاسی برخورد و سربازگیری اجباری میکنند. عباراتی مانند «بزرگترین فاجعهی قرن بیستویکم»، «وضعیت کنونی یمن مانند پایان جهان است» و «اندوهبارترین جای زمین» اغراق نیست. از آن مکان که شایسته است «میدان مرگ» نامیده شود، 500 و چند یمنی که بهزحمت از دوراهی زندگی و مرگ گریختهاند، برای زنده ماندن به کره آمده و درخواست پناهندگی کردهاند. وضعیتی است که باید در آن دست در دست هم نهاد و همبستگی گرم برقرار کرد.
- اما نگرانی مبهمی که از آغاز بر اثر تدابیر سبکسرانهی دولت و کمبود اطلاعات آغاز شد، هرچه زمان گذشت تقویت شد و به جایی رسید که هیچ واقعیتی و هیچ تفسیری قانعش نمیکند، و گویی خطری واقعی است که هر لحظه به زندگی روزمرهی ما هجوم میآورد، شکل گرفته و پناهندگان را شیطانی جلوه میدهد.
مخالفت با مسلمانان و پناهندگان، بیآنکه حتی آگاهی از اینکه این تبعیضی مبتنی بر نژادپرستی است وجود داشته باشد، با اضطراب درهم میآمیزد و به عقل ما و حس همبستگی با ضعیفان حمله میکند. میبینیم که دشواری یافتن شغل نسل بیستونهسالهها و سیسالهها، بیکاری، فشار رقابت، نگرانی از امنیت زنان و مانند آنها، بیآنکه علت دقیق و راهحلی روشن شود، با قربانی ساختن بیگانگان به شکل خشم بروز میکند. آیا این واقعاً موجه است؟
- طرد پناهندگان امنیت و حقوق شهروندان بومی را بهتر نمیکند.
خشونت علیه زنان یا فرهنگ کره که زنان را تحقیر میکند نیز بهبود نمییابد.
نرخ جرم هم کاهش نمییابد. حتی در آلمان که بیش از 1 میلیون پناهنده پذیرفته است، اخیراً وزیر کشور گفت: «نرخ جرم در سطح پایینترین دوره در بیش از 30 سال است (9.6 درصد کاهش نسبت به سال پیش) و نرخ جرم غیرآلمانیها 22.8 درصد کاهش یافته است». همین اکنون نیز نرخ جرم مهاجران در کره از بومیان کمتر است. اینکه مسلمانان را گویی گروه جرایم جنسی بنامند نیز بیپایه است.
پیوند دادن همهی یک کشور و دین خاص با تروریسم یا جرم نهتنها با واقعیت سازگار نیست، بلکه نفرت نژادپرستانه را دامن میزند.
پناهندگان شغلها را هم نمیگیرند. برعکس، مهاجران، از جمله پناهندگان، در مشاغل سهدی که بومیان نمیخواهند در آنها کار کنند، در شرایط نامناسب کار کردهاند. از نظر آماری نیز میان بیکاری و مهاجران همبستگی وجود ندارد. کره که از نظر اندازهی اقتصاد دوازدهمین کشور جهان است، چنان نیست که نتواند پناهندگان کنونی را بپذیرد.
- همانطور که بسیاری پیش از این گفتهاند، در سراسر تاریخ نو و معاصر کره پناهندگان وجود داشتهاند. مردان جوان کرهای که در دوران اشغال ژاپن برای گریز از کار اجباری و خدمت سربازی پناه جستند، و جمهوری کره در جنگ داخلی موسوم به جنگ کره و در فاجعهی تاریخ معاصر موسوم به رویداد 3 آوریل جِجو (4.3)، کشوری بود که پناهندگان بسیاری پدید آورد؛ و گفته میشود بیش از نیمی از کرهایهای خارج از کشور که اکنون در خارج زندگی میکنند فرزندان پناهندگاناند.
این واقعیت نیز تازگی دارد که پیشین سازمان کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل برای کمک به پناهندگان جنگ کره ساخته شد، یعنی آنکونرا (UNKRA). سخنان تیغمانندی که در کره به پناهندگان یمنی پرتاب میشود، با سخنانی که یک قرن پیش به نیاکان ما گفته میشد تفاوتی ندارد.
- سیاست سبکسرانه و بیمسئولیت دولت در قبال پناهندگان را نقد میکنیم و خواستار تدوین سیاست درست دربارهی حقوق بشر پناهندگان هستیم.
وضعیت کنونی کره تا حد زیادی از سیاست سبکسرانه و بیمسئولیت دولت کره ناشی میشود. دولت تا کنون تصویب کنوانسیون بینالمللی پناهندگان و وضع قانون پناهندگان را دستاورد خود جلوه داده، اما در عمل نمیتوان گفت سیاست پناهندگیای دقیق و دلسوزانه اجرا کرده است. نقصها و کاستیهای سیاست پناهندگی، از جمله نرخ بسیار پایین شناسایی پناهندگی، حمایت ناکافی، مدت طولانی بررسی، کمبود یاریرسانی به پناهندگان در روند بررسی، کمبود نیروی متخصص، و کمبود سیاستهای گسترش آگاهی اجتماعی دربارهی حقوق بشر پناهندگان و مهاجران، با رویداد ورود پناهندگان یمنی به جزیرهی جِجو کاملاً آشکار شد.
اقدامی نیز که وزارت دادگستری در 29 ام ماه بهعنوان تدبیر پناهندگی ارائه کرد، یعنی «اصلاح قانون پناهندگان برای جلوگیری از مواردی که فارغ از نیاز به حمایت، از نظام پناهندگی به قصد اهداف اقتصادی یا ابزار اقامت در کشور سوءاستفاده میشود»، تدبیر مناسبی نیست. برعکس منطق بیپایهی «پناهندهی قلابی» را بیشتر گسترش میدهد و به نفرت از پناهندگان دامن میزند.
کاری که دولت اکنون باید بکند، محتوا دادن به سیاست مبتنی بر حقوق بشر پناهندگان و جلوگیری از رواج نفرت و طرد نژادپرستانه است. همچنین باید رنج متقاضیان پناهندگی را کاهش دهد و حمایت کافی برایشان فراهم کند.
دولت همچنین تصویب قانون جامع ضدتبعیض را که نهادهای حقوق بشر همواره بر آن پافشاری کردهاند رها کرده است. برای پیشگیری از نژادپرستی که کمکم پدیدار میشود، تصویب قانون منع تبعیض نژادی نیز خواسته شد، اما باز هم موضعی سست داشت. در نتیجه جامعهی کره بهطور رسمی نه تعریفی از تبعیض نژادی و نفرت داشته و نه دربارهی آن آموزشی دیده است. نمیتوان گفت موضع سست دولت در وضعیت کنونی بیمسئولیت است.
- جمهوری کره باید به همراه مهاجران رو به افزایش این سرزمین و پناهندگانی که از میدان مرگ گریختهاند، بهعنوان اعضای یک جامعه، بهعنوان شهروند، و بهعنوان کارگر همبستگی کند و با تبعیض و نفرت مقابله کند. به پناهندگانی که از تهدید مرگ گریختهاند، به جای نفرت و طرد و نژادپرستی، باید خوشامد گفت و حقوق بشرشان را تضمین کرد تا بتوانیم با هم زندگی کنیم! دامن زدن به نفرت و طرد، حقوق ضعیفان اجتماعی را تضعیف و همبستگی را نابود میکند.
دولتهای کشورها اکنون جدا از کنوانسیون بینالمللی پناهندگان، برای حمایت از جان و حقوق بشر پناهندگان و مهاجران، بهعنوان تعهد بینالمللی، پیمانهای جهانی (Global Compact) جداگانهای برای پناهندگان و مهاجران تدوین کردهاند و تصویبشان در آستانه است. دولت کره نیز بهعنوان عضوی از جامعهی بینالمللی باید مسئلهی پناهندگان را با مسئولیت بیشتری حل کند.
افزایش پناهندگان و مهاجران تهدیدی برای ما نیست؛ بحران زمانه و روحیهی شهروندی ما دقیقاً نبود همبستگی با آنان است. از این رو ما نهادهای مهاجرت، حقوق بشر و کار با تقویت همبستگی با پناهندگان و مهاجران میخواهیم حقوق بشر و برابری همه را پیش ببریم و موارد زیر را از دولت و جامعهی خود میخواهیم.
1. هیچکس نمیخواهد پناهنده شود. از گریز و استقرار برای بقا پشتیبانی میکنیم.
2. گفتن اینکه پناهندگان را بهزور بازگردانید، به معنای راندن آنان به میدان مرگ است. خواست بازگرداندن اجباری باید فوراً متوقف شود.
3. در وضعیت جنگ و مرگ، قلابی وجود ندارد.
4. STOP WAR NOT PEOPLE ! آنچه باید متوقف شود جنگ است، نه مردم.
12 ژوئیه 2018
همهی نهادهای مهاجرت، حقوق بشر و کار که «به پناهندگان یمنی جِجو، به جای نفرت، حمایت و همبستگی» میفرستند